تبليغاتX
اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست
ღஜღ♥¸.•*´`*• ♫ ♥ ♪ یا مولا علی (ع) ♪♥ ♪ •*´¨*•.¸♥ღஜღ 
قالب وبلاگ

يكي از فانتزيام اينه كه دكتر بشم !
بعد يه روز تو خيابون راه برم يه ماشين بزنه بهم ،
منم محل ندم ،‌بلند شم تو خيابون راهمو ادامه بدم!
مردم چشاشون گرد بشه!
حالا شايد سوال پيش بياد كه دكتر چي بود اين وسط؟
اون دیگه به شما ارتباطی نداره!
من میخوام تحصيلاتمو ادامه بدم !!


فیلم جنگی ایرونی نشون میدن؛
بمباران میشه،
خانومه خونین و مالین از زیر آوار میاد بیرون،
ولی این روسریش لامصب تکون نمیخوره!
.
.
.
.
این روســــری رو با تیر آهن جوش دادن به سرش لامصبا....؟!!؟


یکی از ایرادای ِ موبایل اینه که وقتی ییهو قطع می کنی صدای ِ کوبیده شدنِ گوشی اون ور نمی ره...!!!
از مسئولین تقاضا میکنم هرچه سریعتر به این موضوع رسیدگی کنن
خوب من دلم میخواد طرف حس تنفر و لمس کنه ....


مي ري زن بگيري....خونه مي خوان مي ري وام واسه خونه بگيري. مي گن زن داري؟
اينا همه نشون دهنده ي اينه كه عمه وجود داره واقعن. شايعه نيست !!


امروز امیر تتلو آهنگ نداد بیرون.نگرانشم


شوما فك مي كنيد فتوشاپ فقط كامپيوتريه!! ولي من يه خانومي رو ديدم شبيه عانجلينا جولي بود ، بعد بدون آرايش ديدمش شبيه مرحوم نادره بود!!
اينجاس كه بضيا رو مي بيني بايد بگي: ببخشيد فتوشاپه ديگه؟


يه دوست دارم، وقتي تازه ازدواج كرده بود، مارو كه ميديد، همش بهمون پوزخند مي زد،
الان دوسال گذشته، مارو كه مي بينه بغض مي كنه ...


رانندگی در کشور های مختلف
شیکاگو: یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره
نیویورک: یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق
بوستون: یک دست روی فرمان، روزنامه در دست دیگر، پا محکم بر روی پدال گاز
اوهیو: هر دو دست بر روی فرمان، هر دو پا روی پدال ترمز، قرار گرفتن در تیر رس تروریست ها
کالیفورنیا: هر دو دست روی هوا، قیافه گرفتن، هر دو پا روی پدال گاز، صورت چرخیده و مشغول صحبت با کسی که روی صندلی عقب نشسته
به ایران خوش آمدید: یک دست روی بوق، با دست دیگر مشغول دست دادن، یک گوش به موبایل، گوش دیگر مشغول شنیدن موزیک با صدای بلند، پا بر روی پدال گاز، چشمها به خانمهای کنار خیابان دوخته شده، صحبت با شخص دیگری که در ماشین بغل او در حرکت است.

شايدم رفتم مجوز گرفتم خودمو عمل كردم دختر شدم...اينجوري جواب نمي ده زندگي!!
اونجوري شايد يكي بياد خاستگاريمون بگم: من زن اكبر نمي شم
اون بگه: چرا نمي شي؟
من بگم : كاري كه اقدس مي كنه ، لاي درو وا مي كنه! نگاه به اينور به اونور به بالا به پايين ، مي كنه !

یکی از تفریحات مامان بابام تو دوران بچگی من این بود که به من میگفتن برو مسواک بزن بعد خودشون میشستن خوراکی میخوردن و به من میگفتن حیف که تو مسواک زدی نمیتونی بخوری :|
نمیدونم چرا هر دفعه هم گول میخوردم!

لامصب الان آدم میاد تو اینترنت انگار داری شیرجه میزنی تو خلیج فارس . .

با اعلام وزیر آموزش و پرورش مبنی بر جداسازی کتاب درسی دختران و پسران ،
نام دهقان فداکار در کتاب درسی دختران به صغری فداکار تغییر یافت ،
ولی نتونست لباسشو در بیاره و همه مسافران کشته شدند !!

سرخوش از سرجلسه امتحان اومدم بيرون که فهميدم ازسرخوشحالي برگه تقلب رو هم لاي پاسخ سوالا به استاد تحويل دادم
خدااااایا موفقیت هامون هم نصفه نیمه است

یارانــــــــــه ی عـــــزیز فقط انصـــــراف بدیم کافیه یا بایـــــــد اونایی کــــــــــه گرفتیـــــمم بیاریــــم پـــــس بدیــــــــم؛
هر جور خودت راحتی بگو ها!!

آنان که "عوض" شدنشان بعيد است، "عوضي" شدنشان قطعي است... شك نكن !

هرچی بیشتر میگذره و علم پیشرفت میکنه،
کل مردم دنیا رویاهاشون به حقیقت می پیونده!
مام جوک هامون تبدیل به واقعیت میشه ..!

کچل باشی ...
بری بالای شهر میگن مد روزه ،
بری مرکز شهر میگن سربازی ،
بری پایین شهر میگن زندانی بودی !
این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر ..!

به خدا سوگند...

اگر " لیوان شیشه ای " را در دست راستم

و " لیوان یک بار مصرف " را در دست چپم بگذارند...

باز در یخچال را باز می کنم و با شیشه آب می خورم!!


آقایون محترم توجه کنید :

وقتی دوست دخترتون ازتون میپرسه :
اگه یه روز ازدواج کردی،من‌ به عروسیت دعوت میکنی؟
بدون اینکه حرفی بزنید صحنه رو ترک کنید
این سوال در نهایت حیله گری طراحی شده :)))))

گويش دختران در سال 81: عزيزم، عشقم، چرا ناراحتی؟ قربونت برم..
گويش دختران در سال 86:عزيزم، عشقم، چرا ناراحنی؟ قلبونت برم..
گويش دختران در سال 91:عجيجم، عجقم، چلا نالاحتی؟ قلبونت بلم..
گويش دختران در سال96:ديبيلم، عولوپولو، بيلی بولو نات..

یکی دکتر میشه |:
یکی مهندس میشه |:
منم درس عبرت شدم برا بقیه

ای پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابیو سبز فسفري و بنفش از کتان و غیرو بر تن مینُمائید و از خود عکسهای فشن و خشن میگیرید

آیا به راستی با خود می اندیشید , فردا روز , که فرزندانتان این عکسها را میبینند , از شما دو زار حساب میبرند ؟؟؟

بابای ما سیبیل داشت ! خط اتوی شلوار پارچه ایه دمپاگشادش هندونه قاچ میکرد ! عاقبتمون این شد ... !!!!! شما کلاً هر جور راحتین
یه وقت خجالت نکشیــــــــنـــا...

سر کلاس تنظیم خانواده اســـتاد گفت کســـی اینجا متاهله؟
یکی گفت من.
همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد کــــه طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم

یکی از نشونه های آخر الزمون اینه که دخترا به پسرا تیکه میندازن.جدیداً دخترا با ماشین ما پسرا رو بلندم که میکنن!! آقایون اگه همینجوری پارسایی پیشه کنیم و مقاومت کنیم پا ندیم چند وقت دیگه توسط چند دختر بهمون تجاوز هم میشه!!!!!!!!


[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:24 ] [ الهام ]
عشق زیباترین حادثه ای است که در زندگی رخ می دهد. عشق لذتی اغلب مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه ای لطیف و یا جاذبه ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می تواند در حوزه هایی غیرقابل تصور ظهور کند. وقتی کسی را دوست دارید علائمی در شما ظاهر می شود که وجود این عشق را تایید میکند. در این مقاله با ۱۲ نشانه اصلی که ثابت می کند عشق در قلب شما جوانه زده است و همچنین انواع عشق و تقسیم بندی آنها آشنا خواهید شد. اگر این علائم را در خود دیدید دیگر به عشق خود نسبت به طرف مقابل شک نکنید و قدم های خود را استوارتر بردارید.

1. متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.
2. وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنید.
3. هر زمان که پیش او هستید، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.
4. وقتی به او فکر کنید، قلباتان تندتر و تندتر می تپد.
5. زمانی که به صدایش گوش می دهید، بدون دلیل لبخند می زنید.
6. وقتی او را تماشا می کنید، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و فقط او را می بینید.
7. شروع به گوش دادن به آهنگهای آرام می کنید.
8. او همه فکر شما می شود.
9. بوی او شما را به وجد می آورد.
10. متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او، همیشه به خود لبخند می زنید.
11. حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.
12. هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر ذهن شما را بخود مشغول کرده بود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 انواع عشق:
- عشق حیرانی: اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به خصوص یونانیان، ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش بی قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شده است. این نوع از عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل می گیرد.
- عشق با وقار: نوعی رفتار مودبانه وموقرانه که در اواخر قرون وسطی در مورد خانم ها و عاشقان آنها به کار می رفت.
- عشق دروغین: نوعی عشق نادرست با هدف کسب مادیات (می توان مفهوم عشق را اصلا برای این نوع، قائل نشد.)
- عشق جنسی (eros): میل جنسی نسبت به یک فرد خاص
- عشق به خانواده: عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها
- عشق آزاد: رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمی شود
- شیفتگی: در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار می رود یعنی "دوستت دارم چون…"
- عشق افلاطونی: یک رابطه نزدیک که در آن رابطه جنسی وجود ندارد یا سرکوب یا محدود شده است.
- عشق ظاهری: رابطه عاشقانه ای که در آن پختگی لازم وجود ندارد و "راستین" نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تاکید دارد که عشق در دوران جوانی معمولاً کمتر راستین و واقعی است.
- عشق به مذهب: تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب
- عشق رومانتیک: علاقه ای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است
- عشق راستین: عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی قید و شرط اشاره دارد.
 
- عشق یک طرفه: مهر عاطفه ای که یک طرفه است
 
- شهوت: عاطفه بر اساس شهوت و تمایل به ارضای نفس
 
- عشق لحظه ای: عشقی که در لحظه ای که فرد برای اولین بار با فردی تماس می گیرد به وجود می آید. از این عشق به مراتب در داستان ها و ادبیات یاد شده است و به "love at first sight" معروف است.
 
- عشق مستلزم فداکاری: فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری بر مبنای عشق


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 تقسیم بندی انواع عشق:
1. اروس (eros): عشق شهوانی، عشق به زیبایی، فاقد منطق، عشق فیزیکی که بواسطه جذابیت و کشش های جسمانی و یا ابراز آن بطور فیزیکی نمایان می گردد. همان عشق در نگاه اول، با شدت آغاز شده و به سرعت فروکش می کند.2. لودوس (ludus): عشق تفننی، این عشق بیشتر متعلق به دوران نوجوانی می باشد (عشق های رمانتیک زودگذر) لودوس ابراز ظاهری عشق می باشد (کثرت گرا نسبت به شریک عشقی) به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمی گرداند و رابطه دراز مدت بعید بنظر می رسد.3. فیلو (philo): عشق برادرانه، عشقی که مبتنی بر پیوند مشترک می باشد. عشقی که بر پایه وحدت و همکاری بوده و هدف آن دست یابی به منافع مشترک می باشد.4. استورگ (storge): عشق دوستانه، وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع متقابل. در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان می باشد. صمیمانه و متعهد، رابطه دراز مدت است، پایدار و بادوام، فقدان شهوت.5. پراگما (pragma): عشق منطقی، این مختص افرادی است که نگران این موضوع می باشند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندانشان خواهند شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و دورنمای مشترک می باشد. پایبند به اصول منطق و خردگرا می باشد. همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.6. مانیا (mania): عشق افراطی، انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگیز (شیفتگی شدید به معشوق) اغلب فاقد عزت نفس، عدم رضایت از رابطه، مانند وسوسه می ماند و میتواند به احساسات مبالغه آمیز و افراطی منجر گردد. عشق دردسر ساز. عشق وسواس گونه.7. اگیپ (agape): عشق الهی. عشق فداکارانه و از خودگذشته. عشق نوعدوستانه (تمایل انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشمداشت). عشق گرانقدر عشق از دیدگاه قرآن:

قرآن در سوره روم آیه ۲۱ چنین آورده است: و از نشانه‏ های خداوند اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد، آری در این [نعمت] برای مردمی که می ‏اندیشند قطعا نشانه‏ هایی است.
بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، بیان عشق میان دختر و پسر (بدون منظور ازدواج) گناه است، چرا که ترس افتادن به گناه در میان است، اگرچه خواستگاری، بدون بیان عشق، برای ازدواج مانعی ندارد. تا وقتی که نگرانی از بروز گناه و فساد جنسی، در میان نباشد، داشتنِ صرفِ محبت و عشقِ قلبی (بدون اظهار آن) اشکالی ندارد.


از احادیث پیامبر اسلام است که :
 "اگر مرد به زن خود بگوید (تو را دوست دارم) هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند"

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:25 ] [ رویا ]

یا فاطمه

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است

!دیدم که فاطمه نیست 

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است

!دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است

 !دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است

!باز دیدم که فاطمه نیست

.نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست

  

«فاطمه، فاطمه است»

                  

                  *   شهادت بانوی دو عالم خانم فاطمه زهرا (س) بر همه عاشقان تسلیت باد  *


[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:47 ] [ قاسم محمدپور ]

عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی


بدترین و عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی:
مهمونا در حال رفتن هستن و یــــــــــــــــهو
بابام: حالا شام میموندین یه چیزی دور هم میزدیم :)
مهمون: نه دیگه زحمت نمیدیم ولی حالا که شما میگی بـــــــــــــاشه
 


چی

وقتی خانومی به شما گفت: “چــــــــــــــــی؟”، به این معنا نیست که گفته شما را نشنیده. او در واقع به شما فرصت داده که گفته خود را تغییر دهید!
(ستاد کمک به ادامه زندگی)


کرایه تاکسی


توی تاکسی نشسته بودم، دو تا آقای مسن هم عقب نشسته بودن.
نزدیک پیاده شدنشون یکی به اون... یکی گفت:
به خدا اگه بزارم دست تو جیبت بکنی! من حساب میکنم...
بعد از راننده پرسید : ببخشید چقدر شد؟
راننده: هزار تومن !
یهو یارو برگشت به راننده گفت: آدمــــــی ؟؟!!
راننده گفت : جـــان ؟
مرد : گفتم آدمی یا نه؟
راننده گفت : حرف دهنتو بفهم درست صحبت کن!
یارو دوباره گفت: نه.. آدمی؟؟!
راننده هم با عصبانیت ترمز کرد برگشت عقب گفت : نــــــــه ... فقط تو آدمی!
یارو گفت : یعنی چی؟ من میگم آدمی هزار تومن؛یا دوتاییمون باهم هزار تومن!!


آگهی فوت
 

غضنفر میمیره، آگاهی‌ فوتشو میزنن به دیوار، توی انتخابات نفرِ اول میشه.


فکر بکر


امسال هرکی میومد خونه ما عید دیدنی، بهش می گفتم واااااای چقد چاق شدی...
طرفم از همون خونه ما شروع می کرد به رژیم گرفتن...
کلی به اقتصاد خانواده کمک کردم!


دیوونه خونه
 

یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکی‌یکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو می‌شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،‌از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!


عید دیدنی
 

نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشد جهت رفاه حال مردم ، سال ۹۱ عید دیدنی به صورت حذفی برگذار شد!


گواهی نامه
 

غضنفر می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره می گه گواهی نامه! غضنفر هم میگه دادین که می خواین؟


صندوق صدقه


غضنفر 100 تومان تو صندوق صدقات میاندازه و سوار ماشینش میشه و 50 متر بالاتر تصادف میکنه و میمیره. اون دنیا به خدا میگه من که 100 تومان تو صندوق انداختم، پس چرا مردم؟ خدا میگه: هــــــــــا، 100 تومانیت گوشه نداشت.


اداره
 

رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه!


لباس آقایان


از یارو میپرسن: میدونی آقایون لباساشون را چه طوری دسته بندی می کنند؟
میگه: معلومه، دو دسته. یکی لباسهای کثیف، دومی لباسهای کثیف اما قابل پوشیدن!


 خطر برق گرفتگی

غضنفر رو برق گرفت مُرد !!! اقوامش از ترس تا چهلم با فازمتر سر قبرش فاتحه میخوندن.


شیخ و مریدان در باشگاه بدن سازی


گویند مریدان شیخ همگی از برای ساختن هیکل شش تکه به باشگاه بادی بیلدینگ شدندی! خود شیخ چند سالی در باشگاه مشغول هارتل بودی. تا مریدان بدید بسیار مسرور گشت و به استقبالشان رفت.
یکی از مریدان دخترباز خدمت شیخ عرض کرد: یا شیخ ! بر ما بگو با کدامین دستگاه کار کنیم تا دختران و دافان را تحت تاثیر قرار داده مخشا...ن را بزنیم؟؟؟

شیخ بی درنگ فرمود: ای مرید ! در میان دستگاهها هیچ دستگاهی مانند دستگاه خودپرداز دختران را تحت تاثیر قرار ندهد!!! مریدان از این حکمت دانی شیخ روانی شده آنقدر روی تردمیل دویدند تا به دیار باقی شتافتند!!!


سرگرمی ما ایرانی ها
 

یکى از سرگرمى هاى مردم ایران اینه که وقتى از مطب دکتر میان بیرون حساب کنن ببین اون دکتره روزى چقد درآمد داره!


ما ایرانی ها


ایرانی ها دروغ گفتن را از اول صبح با جمله "پاشو لنگ ظهره" آغار می کنند.


درس خواندن چند حالت دارد؟


درس خوندن دو حالت داره:
۱- درسای سختو که نمیشه خوند
۲- درسای آسون که ارزش خوندن نداره

 

 

                 


 

 

پ نه پ - سری جدید

 

کبوتر با کبوتر ، باز با باز ؟

پَ نَ پَ الاغ تک شاخ با مرغ مگس خوار

سوسک آفریقایی با نهنگ سرچکشی !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

فرشو پهن کردیم پشت بوم ، همسایه میگه شستین گذاشتید خشک بشه ؟

گفتم پَ نَ پَ انداختیم ویتامین D جذب کنه تا رنگ گُلاش ثابت بمونه !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

غذا مونده روی گاز خاکستر شده

اومده میگه سوخته ؟ گفتم پَ نَ پَ بیش از حد جا افتاده !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

تو کلاس هی میگیم “استاد خسته نباشید” ، استاد میگه یعنی وقت تمومه ؟ گفتیم پَ نَ پَ همین الان از اتاق فرمان اطلاع دادن که ۱ ساعت به تایم کلاس اضافه شده !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

فامیلمون اومده میگه شما دانشجویی ؟ گفتم پَ نَ پَ پشت کنکور مهد کودک گیر کردم !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

توی صف بربری وایسادم ، یارو میگه شما هم توی صفی ؟ گفتم پَ نَ پَ من از اداره بازرسی و نظارت بر کیفیت و قیمت نان مزاحم میشم ، طبیعی رفتار کن سه نشه !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

دندونم سیاه شده ، میگه خراب شده؟ گفتم پَ نَ پَ این یه دونه خارجیه مدل Black Edition !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

ساعت خوابیده ، چهارپایه آوردم ، میگه میخوای باتریشو عوض کنی ؟ گفتم پَ نَ پَ اینجا جاش مناسب نیست ، سروصدا زیاده ، میخوام ببرمش اتاق خواب بخوابه !

 

جوک جدید, مطالب جالب خنده دار, جوک های پ نه پ

 

کل خونه همسایه رو سیاه کشیدن ، رفیقم میگه یعنی کسی فوت کرده ؟ گفتم پَ نَ پَ معدل بچشون شده ۱۹٫۹۹ ، واقعا خدا بهشون صبر عنایت فرماید !

 

 

                 

 

سوژه های وطنی

 

 

 طنز نوشته های جالب و خواندنی

 

ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» …

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

.

.

.

خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا “جار” زدیم…

یا “جا” زدیم…

.

.

.

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا

دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی 

.

.

.

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان .

یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!

.

.

.

سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی

هم وقت خودت را هدر می دهی و هم خوک را اذیت می کنی !

(مارک تواین)

.

.

.

نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !

.

.

.

دوتا جمله خفن دارم نه حسین پناهی گردن میگیره نه دکتر شریعتی

موندم چیکارش بکنم !



برچسب‌ها: طنز, جملات طنز, خنده دار, لطیفه
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 16:12 ] [ الهام ]
 


ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش نکن، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی...!‎


لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 0:49 ] [ قاسم محمدپور ]
در اسفند سال 46 دانشجویان تاریخ به عنوان سفر علمی به عراق رفتند و من نیز ابتدا عازم بودم اما در آخرین لحظات ناگهان قسمت نشد. چون نوروز را در سفر بودند و آنجا جشن می گرفتند این نوشته را به در خواست همکارات گرامی بر سر راه نوشتم تا در آن اجتماع بخوانند و اینک به یاد آن حادثه سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست. نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟!

چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده "عقل" تکرار را نمی پسندد. اما "احساس" تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند. جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر "آغاز". جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند. کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند. گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ... نوروز تجدید خاطره بزرگی است. خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



ادامه مطلب
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 13:48 ] [ قاسم محمدپور ]



« دوستت دارم» را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است.

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن

که فشانی بر دوست،

 

راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم – به خدا -

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید.

 

تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو

« دوستم داری » را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

 

فریدون مشیری





برچسب‌ها: شعر زیبا, فریدون مشیری, دوستت دارم
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 0:23 ] [ الهام ]
یه دوست دختر نداریم از این افاده‌ای‌ها، روزی پنج بار بزنیمش تا آدم شه.

یه دوست دختر نداریم بریم خواستگاریش باباش با لگد از خونه بیرونمون کنه.

یه دوست دختر نداریم موهاشو افشون کنه بیاد باز دلو پریشون کنه بره.

یه دوست دختر نداریم ایجاد انگیزه کنه برای فرار از خونه !

یه دوست دختر نداریم پیجمون رو تو فیسبوک لایک کنه !

یه دوست دختر نداریم مخشو بزنیم بیاریمش خونمون ، برامون غذا درست کنه.

یه دوست دختر ندارم بیاد بگه عصر جمعست دلم گرفته بگم می خوای چاه باز کن خبر کنم؟

یه دوست دختر نداریم بشینیم با گوشی دوستامون بهش اس ام اس بدیم دور هم بخندیم بهش

یه دوست دختر نداریم اخر هفته که حوصلمون سر میره با خانواده بریم خواستگاریش.

یه دوست دختر نداریم چند نفر بهش تیکه بندازن ما هم بریم حمام خون راه بندازیم.

یه دوست دختر نداریم بگیریم لهش کنیم بعد داداشش رو بفرسته مارو له کنه.

یه دوست دختر نداریم عکسش بک گراند گوشیمون باشه.

یه دوست دختر نداریم هیچی اعصابم نداریم بتونیم یکی رو تور کنیم لااقل .

یه دوست دختر هم نداریم هر روز از کوچشون رد شیم٬ دیدیم ماشین باباش روشن نشد بریم

هل بدیم٬ بعدبهمون بگه: دستت درد نکنه پهلوون!

یه دوست دختر نداریم ، دور همی با بچه ها نشستیم تخمه می شکنیم فعلا.


برچسب‌ها: طنز, جملات طنز, خنده دار, لطیفه
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 20:51 ] [ ابراهیم نبی گل ]

ازدواج!

 چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدرو مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:
« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر.

رفتم خواستگاری؛

دختر پرسید:
« مدرک تحصیلی ات چیه ؟»
گفتم:« دیپلم تمام!»
گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشوبرو دانشگاه.»

رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم ......

برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛

پدر دختر پرسید:« خدمت رفتی؟ »
گفتم:« هنوز نه »
گفت:« مردنشده نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی »
رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم.

برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛

مادر دختر پرسید:« شغلت چیست »؟
گفتم: « فعلا کار گیر نیاوردم »؛
گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار ».

رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند:« سابقه کار می خواهیم »؛
رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم ».
دوباره رفتم کار کنم؛ گفتند: « باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم».

برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛

گفتم: « رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی» گفتند:« برو جایی که سابقه کار نخواهد »

رفتم جایی که سابقه کار نخواستند.
گفتند:« باید متاهل باشی»

برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛

گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستند گفتند باید متاهل باشی »
گفتند:« باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی »

رفتم؛ گفتم:«باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم».
گفتند:« باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم »

برگشتم؛
رفتم نیم کیلو تخمه خریدم! دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!


برچسب‌ها: ازدواج
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 13:11 ] [ الهام ]

گروه اینترنتی ایران سان
 

دیگـــر قاصـــدکـ ها...
به دستـ ما نمیرســـند....
چون شرمـ دارند....
پیغــامـ چند نــفر را..
به یکـ مقصد ببرند!!


برچسب‌ها: منبع, گروه اینترنتی ایران سان, www, iransun, net
ادامه مطلب
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 16:29 ] [ رویا ]
من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.

من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.

من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم ...
شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند...

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 22:49 ] [ قاسم محمدپور ]

سلام الان ساعت 12:30 شبه اگه خسته شدی بیا یه کم بخند خستگیت در بره

اگر وقت نمی کنید اخبار صدا و سیمای ایران را نگاه کنید زیاد ناراحت نباشید. اخباری که هر روز به شکلی بیان می شوند:

آمریکا: فساد اخلاقی – طوفان – سیل – برف و باران!

انگلیس و فرانسه: آشوب!

بقیه کشورهای اروپایی: بحران اقتصادی شدید و فقر و . . . !

پاکستان: بمب گذاری و آدم ربایی!

تونس – بحرین- لیبی – مصر و بقیه: بیداری اسلامی!

ایران: باز هم یک افتخار دیگر در عرصه های علمی و اقتصادی!!!


تصادف آقای خسیس

آقای خسیس تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون میزد توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد.
افسره رفت بهش گفت بدبخت انقدر حرص ماشینت رو زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ قطع شده!
آقای خسیس یه نیگاه کرد به دستش گفت: یا حضرت عباس ساعتم.

 


 ولنتاین


مژده ... مژده
ولنتاین امسال؛ دیگر هیچکس تنها نخواهد بود...

دوست پسر/ دوست دختر مقوایی در سایزها و طرح های مختلف رسیـــد.

 


 از فیسبوک تا زندگی روزمره

فقط از اون روزی میترسم که یه نفر دره خونمونو بزنه و بگه من و تو 13 تا دوست مشترک توی فیسبوک داریم. می تونم بیام تو!؟


خرگوش شنگول

خرگوشه خیلی شنگول میره تو جنگل روباه و می بینه داره تریاک میکشه، می گه آقا روباه این چه کاریه پاشو بدوییم شاد باشیم!
میرن تا میرسن به گرگه می بینن داره حشیش میکشه، خرگوشه میگه آقا گرگه این چه کاریه پاشو شاد باشیم بدوییم!
گرگم پا می شه میرن 3 تایی میرسن به شیره می بینن داره تزریق میکنه!
خرگوش میگه آقا شیره این چه کاریه پاشو بدوییم ورزش کنیم شاد باشیم! شیره قاطی میکنه میپره میخورتش گرگ و روباه میگن چرا خوردیش این که حرف بدی نزد؟
شیره میگه نه بابا این پدر سگ هرروز "اکس" می زنه می یاد مارو میدوونه.


 میرزا قاسمی

یارو داشت میمرد به زنش میگه: اگه من بمیرم تو ازدواج میکنی؟

زنش میگه: آره

یارو میگه: براش میرزا قاسمی هم درست میکنی؟

زنش میگه: دوست نداره


 سقوط

یه روز یارو سوار هواپیما می شه، یهو هواپیما سقوط می کنه...
این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه


 به افتخارش

سوال مهم :
داداش این که میگن به افتخار فلانی دس بزنین دقیقا باید به کجاش دست بزنیم؟


 مهریه


قابل توجه آقایونی که مهرشان به سکه است:

با توجه به افزایش قیمت سکه به بالای یک میلیون و کاهش دوباره قیمت آن به 800 هزار تومان، از آقایان تقاضا می شود گول وضعیت کاذب بازار را نخورند و کماکان مقدار زاویه تعظیم را در گفت و شنود با همسر خود بیشتر کرده (سر چسبیده به زانو) و در صورت توان به صورت درازکش به فرامین گوش دهند.
شستشوی البسه و ظروف، نظافت منزل و پخت و پز را بر عهده بگیرید.

به امید ارزان شدن سکه و جفتک پرانی مجدد


 بهای دلار

در روایت است که مریدان، حکیم را پرسیدندی: بهای دلار چند؟ حکیم در پاسخ پرسیدندی: الان؟ یا الان؟ مریدان جملگی ازین پاسخ حکیم نعره ها زدندی و جامه ها بدریدند.


 تاثیر گرانی دلار بر عشق

با این وضع دلار احساس میکنم که سکینه با اون خال 5 سانتی رو دماغش، همسر آرزوهای منه..!

البته ناگفته نمونه که باباش سیروس خان، دلار فروشه.


 اشتباه در زندگی


میری خودکار بیک میخری 2۰۰ تومن، ولی لاک غلط گیر 1۰۰۰ تومن. تو این زندگی حتی رو کاغذ هم اشتباه کنی برات گرون تموم می شه.


 سن بچه


بابا از بچش میپرسه چند سالته؟ بچه می گه: 13 سالمه.

بابا میگه: من هم سن و سال تو که بودم 16-17 سالم بود.


 دختر


به یارو میگن اگه یه دختر برات نشون کنیم چه کارش میکنی؟ میگه با سنگ میزنمش.


 حالا که خندیدی و خستگیت در رفت نظر یادت نره تا ما هم خستگیمون در بره


برچسب‌ها: جوک, خنده
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 0:50 ] [ الهام ]
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 14:45 ] [ رویا ]

واژه‌نامه فارسي

سطل آشغال :
وسیله‌ ای ا‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها !

مدرک تحصیلی :
کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع ، قیمتش فرق می‌کند !

اوراقچی :
تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند !

حراج :
اصطلاحی‌ است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده
و با ماژیک قرمزروی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند …!

رئیس :
فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید
و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است …!

بزرگراه :
نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین فحش‌های 2012 !

شب امتحان :
شب التماس به درگاه خداوند !
شب توبه !
البته مجموعه برگه های کمک آموزشی (تقلب) هم بد نیست!

تحقیق :
Copy & Pasteکردن مقالات اینترنتی !
بیرون هم که پروژه میفروشن … ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن هلو !

گارانتی :

یک اسم صرفا زیبا و خوش تلفظ که تنها کابرد آن در هنگام خرید است !
وقتی هم میبری میگن : تعویض که نداریم روی اون جای انگشت دست خورده هست !
بعد از ۳۸۹۲۶۴۹۸۲۶۴۳۲ بار التماس میگن اوکی تعمیرش میکنیم !
این قطعه رو ۸۹۳۶۲۴۹۳۸۲۶۴۹۳۲۸۶۴ روز دیگه میتونید تحویل بگیرید !

بیمه‌ عمر :
قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته
تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود !

سریال :
فیلمی‌ است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین
شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد …!

گرانی :
واژه ای است زاده‌ توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است !!!

مترو :
سونای بخار عمومی و متحرک با بوی زیبای عرق نعناع  عرق گلاب !
عرق جوراب ، عرق گربه مرده ، عرق ماهی سفید ، عرق بوی دهن وزغ و …!!!
سر بر میگردونی میبینی یکی هم شبیه گودزیلا تو دهنت وایساده
و بر و بر داره نگات میکنه !!! بوی وزغ همچنان ادامه دارد …

عذرخواهی :
از مد افتاده است و بجای استفاده از کلمات معذرت میخوام ، ببخشید ، متاسفم
از کلمه های :حالا بی خیال شو ، خیلی خب بابا ،
ای بابا خب بابا ، خودتو لوس نکن ! و … استفاده می‌شود!

خودپرداز :
دستگاهی‌ است که همیشه‌ خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد
و اگر صفی در کار نباشد 97/45 درصد اوقات خراب است !
اونجاهایی هم که ظاهرا سالمه و خلوت میری کارتت رو میذاری
یهو میبینی کارتت رو قورت داد !

شناسنامه یا کارت ملی :
دفترچه و کارتی که هرکدام از آنها بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتشان لازم هستند !
اگر کارت ملی بدی شناسنامه میخوان
شناسنامه بدی کارت ملی میخوان
جدیدا هر دو رو با هم بدی گواهینامه میخوان
گواهینامه بدی میگن پس کارت ملی کو؟
کارت ملی و گواهینامه باهم بدی میگن شناسنامه کو؟
هر سه تا رو باهم بدی میگن کارت پایان خدمت کو … !!!؟


برچسب‌ها: طنز, جملات طنز, خنده دار, لطیفه
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 19:27 ] [ ابراهیم نبی گل ]
تصاویر رمانتیک و عاشقانه در باران


اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم

 وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم

 سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

 چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد.

 وچند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم

 برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود

دو قدم از هم دورتر راه برویم…

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...


"از دکترعلی شریعتی"


برچسب‌ها: بارون, شریعتی, اولین روز بارانی
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 17:45 ] [ الهام ]

دانشجویان عزیز، با توجه به شروع سال جدید،امروز براتون برنامه هفتگی دانشجو رو می ذارم

تا کلاس های متفرقه تون رو با توجه به این برنامه تنظیم کنین.

http://www.canadacis.com/Upload/study_in_canada.jpg

شنبه: اولین روز هفته. هنوز خستگی روز قبل و خواب آلودگی. توصیه من به شما عزیزان: تمامی واحدهای شنبه رو حذف اضطراری کنین و خوب استراحت کنین. چون سه روز سختی رو در پیش رو دارین.

یک شنبه: این روز رو به کلاس تربیت بدنی اختصاص بدین و تا می تونین کلاس رو دو در کرده و به تفریحتون برسین.

http://mohammadfekri.persiangig.com/image/taziini3.jpg

دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه: سه روز کاری شما در هفته. به دلیل اینکه من از برنامه سفر و تفریحات سالم شما اطلاعی ندارم، این سه روز رو به خودتون واگذار میکنم. سعی کنین 3 تا 4 واحد رو برای این سه روز در نظر بگیرین.

http://rhp.tldsb.on.ca/multisites/rhp/images/stories/cox_images/0511-0903-1003-0820_asian_elementary_student_reading_a_book_clipart_image.jpg

 پنج شنبه: اصولا در هفته فقط یک پنج شنبه داریم که به برنامه های متفاوت میگذره. چه جوری میشه این روز درس خوند و یا به دانشگاه رفت؟

http://aam.govst.edu/projects/jshileny/images/clip%20art/student.jpg

جمعه: توی این روز که مرده ها هم آزادند. چه برسه به ما زنده ها. برنامه خاصی نداریم. به عشق و حالتون برسین!!!

http://lorestan-airsport.com/wp-content/uploads/2011/04/sleep-learning.jpg


برچسب‌ها: طنز دانشجویی, برنامه هفتگی دانشجویان, خنده دار
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 1:22 ] [ قاسم محمدپور ]

دانشجو در ایران

عاشق تخم‌مرغ است!

سرکلاس دروس عمومی، ‌چرت می‌زند و سر کلاس دروس اختصاصی، جزوه می‌نویسد!

سیاسی نیست ولی سیاسی‌ها را دوست دارد.

معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می‌کند!

عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس!

هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می‌خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می‌گوید!

او سه سوته عاشق می‌شود!

 اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، والا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می‌شود!

جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می‌شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده، که چرا صاحبخانه‌ها جان به عزرائیل می‌دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی‌دهند!

او چت می‌کند! خیابان متر می‌کند و در یک کلام عشق و حال می‌کند!

نسل دانشجوی ایرانی درسخوان، در خطر انقراض است!


برچسب‌ها: طنز, دانشجو, دانشجو ایرانی, دانشجو در ایران
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 23:15 ] [ الهام ]
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 19:41 ] [ الهام ]
از نظر مردها وقتی:
به مردی احترام میزاری یعنی:بهش علاقه داری
احترام نمیزاری یعنی بی شخصیت هستی و تربیت خانوادگی نداری !!!
...
به سوال مردی پاسخ میدی یعنی داری پا میدی/ جوابش رو نمیدی یعنی امل و ندید بدید و دهاتی هستی !!!

لبخند میزنی یعنی جلفی/ نمیخندی یعنی بد اخلاقی و بیچاره اونی که قراره تو رو تحمل کنه !!!

وقتی حرف میزنی و معاشرت میکنی و از خودت دفاع میکنی یعنی هفت خطی / وقتی سکوت میکنی یعنی منزوی هستی و روابط عمومی خوبی نداری و شاید مشکل روانی داری !!!

وقتی گریه میکنی یعنی سست و ضعیفی یا داری اشک تمساح میریزی / گریه نمیکنی یعنی بی احساسی و زنانگی نداری و رفتارت مردونه هست !!!

وقتی دوست پسر داری یعنی خرابی هرچند این رو به روت نمیارن/ وقتی دوست پسر نداری دروغ میگی و داری جانماز آب میکشی !!!

وقتی قصد ازدواج داری یعنی میخوای یکی پیدا بشه آویزونش بشی و خودت رو بهش بندازی / وقتی قصد ازدواج نداری یعنی داری کلاس میزاری و از خداته که یکی بیاد تو رو بگیره !!!

وقتی مردی خیانت کنه همه براش دلسوزی میکنند و میگن: طرف براش کم گذاشت و رفت سراغ یکی بهتر و اون طرف حتی اگه همسرش هم باشه باید مردش رو ببخشه و خودش رو اصلاح کنه! اصلا مرد اگه تنوع طلب نباشه که مرد نیست! / وقتی زنی خیانت میکنه میگن: ای فاسد بی چشم و رو! و گذشتی در کار نیست و اگه همسرش نباشه اسید پاشی و اگه همسرش باشه سنگسار!!!
.
و......و.....و......!!!

و با تمام اینها من یک زنم ! میگم و میخندم و اشک میریزم و میجنگم و عشق میورزم !

و تو مرد باش! مردی که با تمام مردانگی ات حتی یک روز نمیتونی زیر بار این فشارها و قضاوتهای بی ربط به جای یک زن زندگی کنی...


برچسب‌ها: من یک زنم, زن, مردها, جملات در مورد زنان
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 0:29 ] [ رویا ]

♥تقدیم به مردای باغیرت ایرانی♥



مردان هم قلب دارند ... ♥
فقط صدایش، یواش تر از صدای قلب یک زن است!
مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!
شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!
هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم،صدایم را کلفت تر میکنم
تا مبادا...لرزش دست هایم را ببینی !
مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ..!
نه بخاطر زورِ بازوها !
مثل تو دلتنگ میشوم ... ولی گریه نمیکنم!
بچه میشوم ... بهانه میگیرم... تو این هارا خوب میدانی!
تمام آرزویم این است که سر روی پاهایت بگذارم،تا موهایم را نوازش کنی ...
دوست دارم بدنت را بو کنم...عاشق بویِ موهایت هستم!
من بیشتر از تو به آغوش نیاز دارم ...چون وقت تنهاهیم،خاطره ی تو مرا امیدوار میکند
به همه ی دنیا!
تا برای خوشبختیت ... لبخندت ... آرامشت ... تلاش کنم!
من مرد بودنم را مدیون زن بودنت هستم!
این بود قسمتی از درد دل مردانه ...

فقط تو این هارو میفهمی ... با زن بودنت ..!


http://www.pic.iran-forum.ir/images/1qoa7bzwhoisxaz9sy6m.jpg



برچسب‌ها: مردان, مردان باغیرت, مرد و زن, من مرد بودنم را مدیون زن بودنت هستم
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 20:31 ] [ قاسم محمدپور ]

پایگاه تفریحی آلامتو

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند!

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد!

در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم.


برچسب‌ها: وصیت نامه, حسین پناهی
[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 1:16 ] [ قاسم محمدپور ]

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 15:34 ] [ الهام ]
خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :” نه اینجا نیست… اینا بچه های کارشناسی ارشدن
 
 خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه
  خر کبف یعنی اینکه یه لپ تاپ می گیری دستت اما 2 قرون سواد نداری بهت بگن آقای مهندس
 
 خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر
 
 خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه
  خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی
 
 خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی
 خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده
 
 خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی
 خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه
 
 خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه...!


برچسب‌ها: مطالب طنز, خنده دار, لطیفه, طنز, خرکیف
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 15:21 ] [ قاسم محمدپور ]

غلام رضا رحیمی (افشین)

تبریک به همه ایرانیان عزیز 
اصغر فرهادی با فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین برنده گلدن گلوپ شد.


برچسب‌ها: اصغر فرهادی, گلدن کلوب, جدایی نادر از سیمین, تبریک
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 17:43 ] [ ابراهیم نبی گل ]

دو روزه با دختره رفیق شدی، میپرسه فامیلیت چیه؟ میگی میخوای چی کار؟ میگه میخوام ببینم به اسم بچه هامون که انتخاب کردم میاد یا نه!!!  

به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!  

...نتیجه انتخابات ۴۰ میلیونی همون شب معلوم میشه، ولی نتیجه کنکور چند صد هزار نفری چند ماه طول میکشه!  

هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه ، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!  

اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم

یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: کارشناس مسائل یمن! من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده

پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه

قبلا برق میرفت بابامون سر فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه 

خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم  

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته! یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!

  طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!؟!

      واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ!

    واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نییت المپیک لندن!

  هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم! مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!

  میگه به خدا راس می گم، طرف میگه نه! اگه راس میگی بگو به جون مامانم!  

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمون یا بغل دستیمون !  

ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم؛  بعد خارج که میریم، میافتیم دنبال جنس ایرانی! وای عزیزم! پفک نمکی!

  یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی؟؟

  جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن! بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش میدن!  

برنامه احکام گذاشتن ملت زنگ میزنن، یکی میگه من رکعت اول، توی رکوع یادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چیه؟  

سریال ستایش زنه به شوهرش میگه: باردارم! شوهره بهجای اینکه بغلش کنه میره بیرون، رو به بقاله داد میزنه هوووورااا

طرف سوار اسب شده، عکسشُ گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!  

تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسرههای پارک آبی،  

رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین میگه کرم فقط ساویز داریم  

سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش! مملکته داریم؟  

غار علیصدر به قندیلاش معروفه؛ اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟  

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!  

بابام نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی میگن!؟ میگه قیافه هاشونو که میبینم میفهمم در مورد چی حرف میزنن!!  

سربازه اومده مقابل دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک میزنه به ملت! خدا هم که فقط نشسته با ابی چای مینوشه!  

بغلدستیمون توی هواپيما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «يا ابالفضل»!  

خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانتون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاهه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم


برچسب‌ها: طنز, جملات طنز, خنده دار, لطیفه
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 1:52 ] [ الهام ]

چه جالب ناز را ميکشيم

آه را مي کشيم

انتظار را مي کشیم

فرياد را مي کشیم

درد را مي کشیم

ولي بعد از اين همه سال

آنقدر نقاش خوبي نشده ايم

که بتوانيم دست بکشيم

 خنــدامـــ

میگیـرد وقتـی پَـس از مُـدت هــا بـی خبــری

بـی آنکــه سُــراغـی از ایـن دل ِ آواره بِگیــری

مـی گــویـی :  دِلــَمـ بـَرایـتـ تَنــگ اَســت  

یــا مـَـرا بــِه بــازیــ گـِــرفتــه ای

یـــا مَعنــی واژه هــایـتــ را خــوبــ نِـمی دانـی

"دِلتنگــــی" ارزانـــی خـــودتـــ

 


برچسب‌ها: دلتنگی, عاشقانه, رمانتیک
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 18:50 ] [ الهام ]
شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم
شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !
شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.
شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.
شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.
شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
شما یادتون نمیاد، سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.
شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !
شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!
شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.
شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .
شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.
شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟
شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !
شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !
شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !
شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !
شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !
شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !
شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !
شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !
شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !
شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.
شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!
شما یادتون نمیاد، اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا
شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.
شما یادتون نمیاد، …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!
شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.
شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…
شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.
شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!
شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.
شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…
شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.
چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….و همه بچه های اون موقع…. یاد اون روزا بخیر...


برچسب‌ها: یادش بخیر, طنز, شما یادتون نمیاد
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:25 ] [ ابراهیم نبی گل ]
غرور عشق دروغ

دکتر علی شریعتی:

به سه چیز تکیه نکن:

غرور.دروغ و عشق.

چرا که آدمی با غرور می تازد.

با دروغ می بازد.

و با عشق می میرد...


برچسب‌ها: غرور, دروغ, عشق, عاشقانه, جمله زیبا, جملات عاشقانه
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 1:44 ] [ الهام ]
دوستت دارم‌ها را، نگه می‌داری برای روز مبادا...
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…
این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…
شروع می‌کنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟
بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!
سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند...!


برچسب‌ها: عاشقانه, جملات زیبا, جملات عاشقانه, عشق
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 22:36 ] [ رویا ]

چه آسان عشق را به چیزی نمی گیرند

آن را به هر قیمتی می فروشند

آن را هیچ کس ارج نمی نهد

چه می گویم؟چه پست مردمی هستند!

دوست داشتن را جنایت می شمارند!

کینه مجاز است چاپلوسی مجاز است

نوکری مجاز است دزدی و دروغ رایج است

پول پرستی زشت نیست...

هوس بازی ها و عیاشی های متعفن و کثیف معمول است و آزاد است

حق کشی آزاد است پستس و زبونی و ذلت و تقلب

و تظاهر و دشمنی و چرب زبانی و مصلحت اندیشی

آزاد است مشروع است!

اما عشق را کسی نمی بخشد

دوست داشتن را کسی تحمل نمی کند!

"دکترعلی شریعتی"


برچسب‌ها: عاشقانه, شریعتی
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 16:21 ] [ الهام ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من.
من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد
و خدا می داند که سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود.
من نه عاشق بودم و نه آلوده به افکار پلید
من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگیم می فهمد...
امکانات وب
بک لينک